
لحظه ها می گذرند،نفسگیر و پر حادثه. تاریخ ساز و به یاد ماندنی. پر از غوغا و لبریز از هیاهو. . نفس ها به شماره افتاده اند. گویی اتفاق بزرگی در حال افتادن است. موج خشم سر تاسر این لحضه ها را فرا گرفته است.آری باید اتفاقی بیافتد.اتفاقی به بزرگی این لحظه ها،برای همه ،من و تو. تویی که سالهاست کنج زندان نشسته ای بدون اینکه لحظه ای، حتی لحظه ای مستی خاطره انگیز بهاروبخشش بی منت تابستان را دیده باشی. بدون آنکه تغییر را در خزان دیده باشی که چگونه سبز رنگ می بازد و طلاگونه سنگفرش می کند کوچه پس کوچه های شهر را .آری سهم تو سرمای دلگیر زمستان شده است پشت همان دیوارهای بلند و سر به فلک کشیده تا پس دهی تاوان گناه های ناکرده را.نمی دانم شاید امنیت ملی نداشته مان را به خطر انداخته ای، یا نه ،به جای آنکه مجیز بگویی حاکمان بی شرم را فقط نقد کرده ای این وانفسای موجود را.کلیشه ها اما هنوز استواریت را به زانو در نیاورده اند ، آری تو هم مثل بسیاری عطوفت را فریاد زده ای و خشونت را دریافته ای. تو اکنون مهرورزی را با تمام وجود احساس می کنی ولابد سرود تغییر را سر داده ای.
راستی این جا خارج از تسلسل آن سیمهای خاردار هم همین آواز است.اینجا هنوز دخترکان برای در آغوش کشیدن پدران چشم به درها دوخته اند.اینجا هنوز جواب خواسته های کودکانه شان رنگ زرد و اشکهای پنهانی مادران است..اینجا هنوز اعتیاد بیداد میکند.اینجا هنوز تورم گرده های مردم را می فشارد.اینجا زندگی های عاشقانه چند ماهی بیشتر طول نمی کشد. اینجا برای دانشگاه رفتن هم تبعیض قائل می شوند. اینجا هنوز دانشجو را ستاره دار می کنند و به جای کلاس درس او را به زندان می فرستند. اینجا هنوز روزنامه ها تعطیلند.اینجا هنوز کتابها در صف طولانی ممیزی گیر کرده اند و خاک میخورند.اینجا هنوزتروریسم بلای جان هموطنان می شود.اینجا هنوز فقر را عادلانه تقسیم میکنند.اینجا دیگر چشم ها صفحه حوادث روزنامه ها را عادت کرده اند.اینجا هنوز مرگ بر آمریکا سر می دهند اما شب را در آرزوی رابطه با امریکا می خوابند.اینجا هنوز از صداقت خرج می کنند اما آمار دروغین ورد زبانشان شده است.اینجا هنوز مشارکت ملت را وظیفه می دانند وبرای نیم کردار خویش بر سرشان هزار منت می گذارند.اینجا نفت ملیست اما عوایدش همچنان برای دولت است.اینجا روزی هزار بار حقوق شهروندی را نقض می کنند.اینجا هنوز زنان جنس دوم اند.اینجا دیگر جمهوریت افسانه است.
آری اینجا اینچنین است و اگر ما نخواهیم اینچنین می ماند.پس لحظه ها را شماره می کنیم .لحظه های نفس گیر پر از حادثه را.لحظه های پر از خشم برعلیه وضعیت موجود را، لحظه هایی که گویی حامل اتفاقی بزرگ در بطن خویشند.لحظه های منتهی به تغییر را. و تغییر اما نزدیک است...آن را با تمام وجود فریاد می زنیم.



