بی شک شرایط امروز کشور ما بی شباهت با روزهای قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ نیست.آنچه در آن روزها اتفاق افتاد حاوی نکات اموزنده و فراموش ناشدنی است.اما امروز و بعد از این همه سال باید دید رهبری آن قیام دارای چه مواضعی بود و چگونه ابراز عقیده می کرد. مصدق در آن سالها اظهاراتی داشته که امروز هم می تواند راهگشاباشد هم برای توده و هم برای رهبران.
گوشه ای از موضع گیری های دکتر مصدق که در کتاب آشوب نوشته محمد بنی جمالی آمده است:
" بیچاره ملت که از انتخاب وکیل بی خبر است ٬بدبخت ملت که از حکومت ملی محروم است."
"آقای انوار٬شما که بالای منبر رفتید و مردم را دعوت به آزادی کردید حالا می خواهید یک کسی در مملکت باشد که هم شاه باشد هم رئیس الوزرا٬این که ارتجاع است ٬استبداد است."
"هیچ جامعه ای نمی تواند به سعادت و نیکبختی برسد جز آنکه رهبری پاکدامن و فداکار را پذیرفته و به خواسته و اراده وی گردن بگذارد."
"همه می خواهند در این کشور مثل اولادی که در یک خوانواده با پدر خود زندگی می کنند به سر برند ولی افسوس که در این خانواده پدری نیست که آسایش و عدالت را برای فرزندان خود تامین کند."
"حکومت نظامی با اصول مشروطیت مغایرت دارد و تنها راه نجات کشور ایمان به دموکراسی حقیقی و حکومت واقعی مردم بر مردم است."
"در تاریخ ملت ها نادر روزهای درخشان و پر مسئولیت و افتخار پیدا می شود ایام عادی و گذران برای همه مللل یکسان است اما آن ملتی خوب و شرافتمندانه وظیفه اش را در برابر وطن پرچم و تاریخ مملکت ادا می کند که بیش از دیگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان دهد."
"آزادی ایرانیان فروشی نیست."
"اکنون اشخاصی عنوان نمایندگی به خود بسته اند که معروفیت محلی نداشته و به هیچ عنوان نمی توانند خود را به حوزه ای که مدعی نمایندگی آن هستند نسبت دهند و یا دارای چنان سوابقی هستند که مردم نه فقط راضی به نمایندگی آنها نیستند بلکه از شنیدن نام آنها هم تنفر دارند لذا از مجلس می خواهمم که روی انتخابات مخدوش خط بطلان کشیده اشخاصی را که نماینده حقیقی مردم نیستند از خود برانند."
"حال که تصدی پست وزارت جنگ مورد تصویب شاهانه واقع نشد بهتر است دولت اینده را کسی تشکیل دهد که مورد اعتماد باشد و بتواند منویات شاهانه را اجرا کند."
"اراده مستقیم مردم مافوق قانون مجلس و هر ترتیبات سیاسی دیگر است."