...در مجلس ششم مطمئن نبود که اعتبارنامه اش تصویب شود.به دوستش محمود افشار گفته بود:«هنوز به مجلس نرفته ام زیرا انجمن نظارت اعتبارنامه نداده٬ می خواهم تامل کنم تا انتخاب مرا تایید کنند بعد بروم».وقتی هم که اعتبارنامه اش تصویب شد و به مجلس رفت حاضر نشد مراسم تحلیف و سوگند به سلطنت جدید را به جا آورد. در عوض در اقدامی زیرکانه و نمادین شمایل پیامبر را به مجلس تقدیم و از نمایندگان خواسته بود به احترام آن برخیزند و به ان سوگند یاد کنند.
...می گفت:«هر ایرانی که دیانت مند و شرافتمند است باید روی دو اصل از وطن خود دفاع کند٬ یکی از آن دو اسلامیت و دیگری وطن پرستی است...یک مسلمان حقیقی تسلیم نمی شود ٬ولی یک متجدد سطحی بی فکر را می تواند به تعارفی تسلیم کنند.

..به نمایندگان توصیه کرده بود:گزارش کمیسیون نفت را بدون فوت وقت٬ که ممکن است از کیسه ملت برود و دیگر موقعی به دست نیاورید که به این خدمت ملی مفتخر و موفق شوید ٬تصویب کنید تا این بدن ضعیف و نحیف و آن بدن دست مقطوع خود را به بدن وصل کند و این بیچارگی و بدبختی را که به واسطه سوء سیاست «همسایه جنوبی» نصیب ملت ایران شده است رفع کند.
میدلتون سفیر انگلستان که نسبت به بقیه همدلی بیشتری با او نشان میداد ٬بعدها اذعان داشت: مذاکرات با او روز به روز طولانیتر می شد سه ساعت رقم عادی بود٬ما گاهی اوقات ۱۸ میلیون پوند روی میز داشتیم و او همیشه یک ایده وسواسی و تکراری روی یک موضوع خاص داشت٬ شرارتهای شرکت نفت.نصف مطبوعات دنیا منتظر تصمیم ما بودند و او مدام در مورد پلیدیهای شرکت نفت و کشورهای غربی و اینکه همه قدرتهای خارجی در صصد نابودی و سرنگونی او هستند حرف می زد...

